زندگی مشترک مازندگی مشترک ما، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 27 روز سن داره
پسرم برديا پسرم برديا ، تا این لحظه: 11 سال و 5 ماه و 5 روز سن داره
پرکشیده🧚‍♀️پرکشیده🧚‍♀️، تا این لحظه: 9 سال و 2 ماه و 3 روز سن داره
پرکشیده 🧚‍♂️پرکشیده 🧚‍♂️، تا این لحظه: 7 سال و 1 روز سن داره

آرزوی من

زندگی رو ادامه میدم این تصمیم این دقیقه منه

حرف هاي شبانه

1394/1/9 6:14
نویسنده : صبا بانو
255 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسر قشنگم منو تو رفتيم تو ماه ٨ يعني تا به دنيا اومدنت دو ماه ديگه مونده. اين روزا درگير مرتب كردن خونه و دوخت لباس براي روز سيسموني هستم از يه طرفم سنگين شدم و كلي انرژي مصرف ميشه براي هر بار بلند شدن و نشستنم  نفس كشيدن سخت شده لبام همش خشك ميشه كفشم يه سايز بزرگتر شد و كمس زود رنج و عصبي شدم و كلا اشكم دم مشكمه  بيچاره بابات كه بايد هم منو با اين وضع تحمل كنه هم به فكر خرج بيمارستان و زايمان جشن سيسموني و بدهي هاي عقب افتاده باشه  تازه منم هي گير ميدم كه چرا ميري سر كار منو تنها ميزاري همش دعوا درست ميكنم كه اخرش طفلي بابات چه گناهكار چه بيگناه ميگه ببخشيد كه من ناراحت نشمغغذا درست كردنم واسم سخت شده گاهي اميد از بيرون غذا ميگيره گاهيم خودش دست به كار ميشه تن ماهي هم كه اين روزا زياد ميخورم  همچنان منتظر گوجه سبز هستم و خربزه  نگرانم براي زايمانم همه ميگن سزارين كن ولي با تمام وجودم دوست دارم طبيعي زايمان كنم اولين مشكل اينه كه تو هنوز نچرخيدي و به صورت عرضي قرار گرفتي مشكل دوم اينه كه دكتر مغذ و اعصاب بايد اجازه بده و در كل نگران هزينه هستم  اميد هم اينروزا خيلي كلافه و خسته و سر در گمه همش ميره دنبال كار و اگر يه روز درامدش كمي پاين باشه به شدت به هم ميريزه بقيه مواقع هم كه خستس ...منو بابات خيلي منتظر اومدن تو هستيم اميد وارم با اومدنت زندگيمون شيرين تر از قبل بشه ارزوي من برديا جونم

 

 

پسندها (5)

نظرات (4)

بابای ملیسا
9 فروردین 94 14:44
سلام . ضمن تبریک سال نو به شما و خانواده محترمتون . وبلاگ ملیسا خانم با موضوع سفر به کیش به همراه عکسهای فراوان به روز شد . خوشحال می شیم قدم رنجه کنید و با تشریف فرمایی به کلبه مجازی ملیسا خانم ، با ثبت یه یادگاری ، کلبه حقیرانه ما رو منور کنید . منتر حضور شما و مشاهده نظرات قشنگ شما هستیم . ( بابای ملیسا خانم )
صبا بانو
پاسخ
ممنون چشم سر زدم چقدر دخملمون خانوم شده ماشالا
ندا
15 فروردین 94 10:18
وااااای عزیزم تبریک میگم خیلی وقت بود به وبلاگت سر نزده بودم شرمنده نمیدونستم پسملی داری ایشالا که صحیح و سالم بیاد تو بغلت عزیزم
Fatemeh
15 فروردین 94 23:09
صبا جون شما کجایی هستید
صبا بانو
پاسخ
من مشهدم عزیزم
آمنه
29 فروردین 94 0:28
ایشالله به سلامتی میاد بغلت عزیزم. یکم دیگه بیشتر نمونده.
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آرزوی من می باشد